Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

منو اصلی
icon_home.gif صفحه اصلی

icon_community.gif کاربران
tree-T.gif انجمنهای گفتگو
tree-T.gif طرح ختم صلوات گامی به سوی ظهور
tree-T.gif طرح ختم مفهومی قرآنمقالات جدید !
tree-T.gif لیست اعضا
tree-T.gif پیغام خصوصی
tree-T.gif پیامهای سریع
tree-L.gif نظرات و پیشنهادات
favoritos.gif مطالب
tree-T.gif موضوعات
tree-T.gif ارسال مطلب


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


آخرین مقاله ها
پرنده ای به رسالت مبعوث شد... [ 0 نظر شما چیست؟ - 3 مشاهده ]
نسيم جان فزاي فرزند راستين زهراء(س)-شهيد سيد [ 0 نظر شما چیست؟ - 16 مشاهده ]
درباره اعتبار کرامات ائمه[ 0 نظر شما چیست؟ - 18 مشاهده ]
** امام مهدى، عليه ‏السلام، در بيان شهيد آو[ 0 نظر شما چیست؟ - 23 مشاهده ]
آیینه عاشورا (حتما بخوانید به خاطر حسین (ع) ب[ 0 نظر شما چیست؟ - 68 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]



درگردان انجمن
موضوعات 622
ارسال ها 1076
بازديدها 155960
پاسخ ها 454
تعداد اعضاء 165
آخرين 20 پيغام انجمن ها

انجمنها جستجو


وضعیت کاربران
در حال حاضر 0 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


جستجو




انتخاب زبان
انتخاب زبان نمایش :

English Persian


ساعت


طرح ختم مفهومی قرآن در ماه رمضان



بیایید اینبار قرآن این کتاب آسمانی و خدایی را به گونه ای دیگر ختم کنیم.....

برای شرکت در طرح ختم مفهومی قرآن در ماه مبارک رمضان از لینک موجود در منوی اصلی استفاده کنید.

یا مهدی ادرکنا

طرح ختم صلوات گامی به سوی ظهور




هر کی می خواد آقامونو شاد کنه
هر کی می خواد برای تعجیل در فرج آقامون امام زمان قدمی برداره
هر کی می خواد یاد امام زمانشو همیشه تو دلش زنده نگه داره و از تنهایی آقاش کم کنه
 بسم الله


برای شرکت در طرح ختم صلوات گامی به سوی ظهور از لینک موجود در منوی اصلی استفاده کنید.

یا مهدی ادرکنا


دلنوشته: پرنده ای به رسالت مبعوث شد...
mojtaba می نویسد "پرنده ای به رسالت مبعوث شد...
                                           بنام خالق باد و باران…            
                                              عرفان نظر آهاری    
 
خدا گفت :« دیگر پیامبـری نخواهم فرستاد، از آن گونه که شما انتظار دارید،اما جهان
 
هرگـز بی پیامبر نخواهد ماند.» وآن گاه  پرندهای را به رسالت خود مبعوث کرد.
 
پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود؛عده ای به او گـرویـدنـد و ایمـان آوردند.
 
و خدا گفت:«اگر بدانیـد حتی با آواز پـرنده ای می توان رستـگار شد.»
 
خداوند رسولی از آسمان فرستـاد؛ باران ،نام او بود.همین که باران باریدن گرفت،آنانکه
 
اشک را می شناختنـد،رسالت او را دریافتنـد،پس بی درنگ توبـه کردند و روحشـان را
 
زیر بارش بی دریغ خدا شسـتنـد.
 
خدا گفت:« اگر بدانید،با رسول باران هم می توان به پاکی رسید.»
 
خداوند پیغامبر باد را فرستاد،تا روزی بیـم دهـد و روزی بشارت.
 
پس باد روزی توفان شد و روزی نسیم،و آنانکه پیام او را فهمیدند،روزی در خوف  و روزی
 
در رجا زیستند.
 
خدا گفت: «آن که خبـر بــاد را می فهمـد،قـلبش در بیم و امید می لرزدو قـلـب مؤمن
 
این چنین است».
 
خدا گـُلی را از خاک بر انگیخت تا معاد را معنا کند،و گـُل آنچنان از رستخیـز  گفت که از
 
‌آن پس هر مؤمنی که گلی را دید،رستاخیز را به یادآورد.
 
خدا گفت:«اگر بفهمید،تنها با گـُلـی قیامت خواهد شـد.»
 
خداوند یکی از هزار نامش را به دریـا گفت؛دریا بی درنگ قیام کرد و سپس چنان به
 
سجـده افتاد که هیچ از هزار موج او باقی نماند. مردم تماشا می کردند،عده ای پیام
 
دریا را دانستند؛پس قیام کردندو چنان به سجده افتادند که هیچ از آنها باقی نماند.
 
خدا گفت:«آنکه به پیغمبـر آبها اقتدا کند،به بهشت خواهد رفت».   

و به یاد دارم که فرشته ای به من گفت:«جهان آکنده از فرستـاده و پیغمبـر و مرسـل  

است،اما همیشه کافـری هست تا باران را آنکارکنـد وبا گـُـل بجنگـد؛تا پرنـده را دروغگو
 
بخواند و باد را مجنـون و دریا را ساحـر. اما هم امروز ایمـان بیاور، که پیغمبر آب  ورسول  

باران و فرستـاده باد برای ایمـان آوردن تو کافیست… »

از کتاب :بالهایت را کجا گذاشتی

فرستنده : مهناز مانده    
 "
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : یکشنبه، 17 شهریور، 1387 (3 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | دلنوشته | امتیاز : 0)

بزرگان: نسيم جان فزاي فرزند راستين زهراء(س)-شهيد سيد
alma7070 می نویسد "



نسيم جان فزاي فرزند راستين زهراء(س)-شهيد سيد احمد پلارك
بسم رب الشهدا و الصدیقین

نسيم جان فزاي فرزند راستين زهراء(س)-شهيد سيد احمد پلارك
تهران بزرگ با همهء عظمت و هواي آلوده اش شقايقهاي پرپري رادر جنوب خود (بهشت زهراء)دردل خاك ميهمان دارد كه هر مسافري رابه ياد حماسه هاي جاودانشان مياندازد.
رايحه دلپذ ير و مشام نواز معطري كه از خاك يك جوان بر مي خواست...

بچه‌هاي بسيجي و كساني كه زياد بهشت زهرا مي‌روند، به او مي‌گويند شهيد عطري. خيلي‌ها سر قبرش نذر و نياز مي‌كنند و از او حاجت و شفاعت مي‌خواهند. مي‌گويند معجزه دارد. معروف است كه از قبرش عطر ترشح مي‌كند، هم هميشه نمناك است و هم بوي نسبتا خوبي دارد.به قول یکی از روحانیون ،شهيد پلارك هم مثل يكي از سربازان پيامبر در صدر اسلام، «غسيل الملائكه» بوده است.

غسيل الملائكه يعني كسي كه ملائكه غسلش داده‌اند. در تاريخ اسلام آمده كه حنظله غسيل الملائكه كه از ياران جوان پيامبر بود، شب قبل از جنگ احد عروسي كرد و در حجله خوابيد. فردا صبح كه لشكر اسلام به سمت احد حركت مي‌كردند او هم عجله كرد و نرسيد غسل كند. بعد رفت و شهيد شد و ملائكه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتي غسل دادند. بعد پيامبر بالاي جنازه او آمد و از اين واقعه خبر داد. حالا شهيد پلارك يا همان شهيد عطري خودمان هم اين چنين است و براي همين است كه هميشه قبر او خوشبو و نمناك است.
شهید پلارک به گفته ی مادرش از 13 سالگی تا 23 سالگی که به شهادت رسید، نماز شبش ترک نشده بود...
شبهای بسیاری سر بر سجده ی عبادت با خدای خود نجوا میکرده و اشک می ریخته....
مادرش اینطور نقل کرده که پسرش در مدت عمرش سه کار را هرگز ترک نکرده:
(1) نماز شب
(2)غسل روز جمعه
(3)زیارت عاشورای هر صبح
(4)ذکر 100صلوات در هرروز و100 بار لعن بنی امیه

اشکهای شهید پلارک امروز رایحه معطری است که انسانها را تسلیم محض اراده و قدرت آفریدگارش می کند.....


شهید پلارک:

فرزند سید عباس،متولد 1344 تهران و اصالتاً تبریزی است؛در سال 66 در عملیات کربلای 8 ،شلمچه، به شهادت رسید.در 6سالگی پدر را از دست داد و چون تک پسر خانواده بود علاوه بر تحصیل، بار مسئولیت خانواده نیز بر عهده او افتاد و تن به کار داد و توانست خواهرانش را در ازدواج یاری دهد. او در خیابان ایران میدان شهدا و در محله‌ای مذهبی زندگی می‌کرد. مسجد حاج آقا ضیاء آبادی (علی بن موسی الرضا(ع) ) مأمن همیشگی‌اش بود. اگر چه او از بچگی نمی‌شناختم اما از سال 63رفاقتمان شدیدتر شد. وی دائماً به منطقه می‌رفت و من از سال 65به او ملحق شدم و از نزدیک همراهیش نمودم. او فرمانده آ ر پی جی زنهای گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول (ص) بود. احمد مثل خیلی از شهدای دیگه بود. به مادرش احترام می‌گذاشت، به نماز اول وقت اعتقاد داشت، نماز شبش ترک نمی‌شد. همیشه غسل جمعه می‌کرد. سوره‌ی واقعه رو می خوند و... اما این که چرا مزارش خوشبو شده و دو سه بار هم که سنگش رو عوض کردن باز هم خیلی از نیمه شب‌ها خصوصاً تابستون‌ها فضا رو معطر می‌کند به نظر من یه دلیلی داره... سید احمد یه مادر داره که هنوزم زنده است. خدا حفظش کند. خیلی مؤمنه واهل دله. معروف بود که تو قنوت نماز از لباش آبی می‌ریخت که معطر بود. بعضی از زن‌ها می‌گفتند ما با چشم خودمون این مسئله رو دیدیم. امّا یه عده اونقدر با طعنه و کنایه‌ها شون پیرزن رو اذیت کردن که بنده‌ی خدا گوشه‌نشین شده ... فکر می‌کنم خدا خواست با خوشبو کردن مزار احمد قدرتش رو به اون‌ها نشون بده ... تازه خیلی‌ها هم از احمد حاجت می‌گیرن.(برگرفته از کتاب ننه علی)



بهشت زهرا، قطعه 26، رديف 32، شماره 22، مزار شهيد سيد احمد پلارك

 

دستنوشته شهید سید احمد پلارک

بسم ا... الرحمن الرحیم


ستایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نمود و اگر ما را هدایت نمی کردما هدایت نمی شدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنده کردی اسلام را با خونت و با خون انصار و اصحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابد پایدار و بیمه کردید . ( یا حسین دخیلم ) آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده میرویم برای گرفتن انتقام آن سینه  سوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کن تا بتوانیم برای یاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت بفرما . خدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضی بفرما و ما را به آنها ملحق بفرما .

خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و ا... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را بر می داشتی میدانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به کرمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی العفو...

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که میدانم بر سر قبرم می آید.


سید احمد پلارک
ظهر عاشورا 24/6/1365

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : سه شنبه، 12 شهریور، 1387 (16 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | بزرگان | امتیاز : 0)

چهارده نور: درباره اعتبار کرامات ائمه
mehraneh_85 می نویسد "سوال:
کراماتي که درباره ائمه (عليهم السلام) وجود دارد چه ميزان از نظر سندي معتبر است؟ به چند مورد معتبر اشاره کنيد.
 

پاسخ:
1. معناي «کرامت» و فرق آن با معجزه
«کرامت» در لغت چنين معنا شده است: کرامت: «کاري است غير عادي که از غير پيامبر صادر مي شود».[1]
و در معناي معجزه آمده است: «کاري است خارج ازعادت که نظير آن از غير پيامبر صادر نمي شود».[2]
و در لغت نامه دهخدا ذيل کلمه معجزه چنين آمده است: «آن چه نبي عاجز کند بدان خصم را وقت غلبه جستن در دعوي». و نيز آمده است: «امر خارق العاده که مردم را از آوردن نظير آن عاجز مي کند و عادتاً مقرون به دعوي نبوت است و در اين کلمه ها براي مبالغه باشد».[3]
و در ادامه مي آورد که: «چون خرق عادتي از نبي صادر شود که خلق از آوردن مثل آن عاجز آيد آن را معجزه گويند و چون از ولي خرق عادتي پيدا گردد آن را کرامت خوانند و چون خرق عادتي از کافر به ظهور آيد آن را استدراج گويند».[4]

2. اصل کرامات و معجزات در قرآن کريم
اصل کرامات و معجزات در قرآن کريم و در آيات متعدد به اثبات رسيده و معجزات انبياي الهي ـ عليهم السلام ـ نيز به وفور در قرآن ثبت شده است.
چنان که در آيه 49 سوره مبارکه آل عمران آمده است، هر پيامبري به نوعي از معجزات احتياج دارد، همچنان که امامان ـ عليهم السلام ـ نياز دارند، به طور کلي افرادي که به عنوان رهبري از طرف خداوند مأمور هدايت مردم مي شوند بايد در درجه اول از علم و دانش و آيين و قوانين زنده و سازنده اي برخوردار باشند و در درجه بعد اسناد روشني براي ارتباط خود به خدا ارائه دهند، و به اين وسيله مأموريت خود را تثبيت کنند.

3. نياز امام به کرامت
امام براي اثبات امامت و فرق داشتن با مدعيان امامت بايد کرامت محسوسي از خود نشان دهد و ائمه قادر بودند به اين عمل.
در روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده است و اشاره به جريان آوردن و حاضر کردن تخت ملکه سبا به يک چشم به هم زدن توسط «آصف بن برخيا» وصي و وزير حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ دارد که در قرآن مجيد سوره مبارکه نمل آيه 40 آمده است، دارد. که در اين روايت امام صادق ـ عليه السلام ـ برتري اهلبيت ـ عليهم السلام ـ را از نظر علم و دانش و در نتيجه قدرت بر انجام معجزات و کرامات به خوبي بيان مي کند، به اين نحو که «ابن کثير گويد: امام صادق ـ عليه السلام ـ درباره آيه شريفه (40 سوره نمل) «قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...؛ يعني، کسي که دانش به کتاب داشت (آصف بن برخيا به قول مشهور مفسرين) گفت سينه اش گذاشت و سپس فرمود: به خدا که همه علم کتاب نزد ما (اهل بيت ـ عليهم السلام ـ) است».[5]
معجزات و کرامات حضرات معصومين ـ عليهم السلام ـ که سر سلسله آنها وجود مقدس خاتم النبيين ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است چه در حال حيات و چه بعد از مرگشان فزون از آن است که به شمار آيد؛ علاوه بر ابواب متعدد و مختلفي که در شرح حال هر يک از حضرات معصومين ـ عليهم السلام ـ اختصاص به معجزات آن بزرگواران داده مي شود، چه بسيار کتاب هاي متقن و معتبر و مسلمي که به وسيله علماي اسلام نگاشته شده و به تواتر به ما رسيده است و چه بسيار مردمي که خود شاهد آن بوده اند و براي حوايج خود به قبور مطهر آن بزرگواران با اعتقاد به اينکه: «أشهد أنّک تري مقامي و تسمع کلامي و ترد جوابي»[6] پناه برده و حوائج خود را برآورده يافته اند، و بيماراني که شفا گرفته اند. کراماتي که از امام زادگان و نوادگان آن بزرگواران که شاخه کوچکي از شاخه هاي آن شجره طيبه مي باشد همه ساله مشهود است و بعضاً در جرايد هم درج و نشر مي شود.[7]

4. راه هاي شناخت اعتبار کرامات از طريق سندي و غيره
اصولاً سيره عقلا و بناي مردم در امر معاش و زندگي حتي علوم تجربي اعتماد بر نقل است، اگر کسي بگويد تا ما چيزي را نبينيم باور نمي کنيم. حرف غلطي است و بر خلاف سيره عقلا است. منتهي بايد دقت کرد که نقل صحيح و درست باشد و قرائن درستي نقل را پيدا کرد، ما بسياري از چيزها و اشخاص را نديديم اما به وجود آنان از راه نقل يقين پيدا مي کنيم و به نقل هم اعتماد پيدا مي کنيم.
وجود افلاطون، وجود بوعلي سينا و آثار آنها، وجود انيشتين، اديسون و آثار آنها را باور داريم، با اين که آنها را نديديم اما از طريق نقل صحيح، اعتماد و يقين به آثار وجود آنها پيدا مي کنيم پس اعتماد به نقل صحيح است. منتهي پيدا کردن قرائن صحت اخبار و نقل ها به ويژه در وقايع گذشته که آنها را به چشم نديده ايم ضروري است. يعني هر چيزي را که از کسي شنيديم و يا در کتابي ديديم نبايد فوراً باور کنيم و به درستي آن يقين پيدا کنيم، مگر قرائن صحت و درستي آن را بيابيم. و در اين باب يعني نقل معجزات و کرامات ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ هم بايد همين روش را پيش بگيريم.[8]

5. اما نشانه هاي صدق خبر و نقل
چند نشانه براي صدق و درستي نقل و خبر وجود دارد:
5ـ1. يکي از قرائن صدق خبر، تواتر است، معناي خبر متواتر آن است که خبري را از چند نفر بشنويم که يقين داريم آنها تباني نکرده اند که دروغي را انتشار بدهند، بسياري از معجزات و کراماتي که از ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ نقل شده اند اگر اين خصوصيت را داشته باشند قابل اعتماد هستند.
5ـ2. از قرائن صدق خبر، امانت و ايمان و صداقت بسياري از ناقلين اين معجزات و کرامات که از اصحاب ائمه ـ عليهم السلام ـ مي باشند. اين مطلب بر کسي مخفي نيست که مسلمانان راستين چه در عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و چه در عصر ائمه ـ عليهم السلام ـ داراي امانت و ايمان فوق العاده بودند که خبرهاي آنها را متحمل شدند و سختي هاي ظالمان و حاکمان جور را تحمل کردند، ولي از دقت و ايمان و ثبت و ضبط احاديث چيزي را فروگذار نکردند.
قرآن کريم در آيه 85 سوره مائده و 93 سوره توبه، ايمان و ثبات قدم و صبر آنها را در راه خدا تحسين کرده است و ديگر اين که در قرآن کريم و تعليمات پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ ، بر قبح دروغگويي و دروغ بستن بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ تأکيد شده است و اين مورد اتفاق فرقه هاي مختلف از مسلمانان است. حال اگر راويان و کتبي که کرامات و معجزات ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ را نقل کرده اند چنين ويژگي هايي داشته باشند، مي توان به نقل آنها اعتماد نمود و نمي توان گفت که همه احاديث و اخباري که از آنها نقل شده همه دروغ باشند و بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه ـ عليهم السلام ـ دروغ بسته باشند و اتفاق بر کذب کرده باشند، زيرا چنين اتفاقي محال است.
5ـ3. دقت در ناقلان و راويان و متن احاديثي که متضمن نقل کرامات و معجزات هستند، توسط علم رجال (که علم نقد و جرح و تعديل راويان احاديث است) و علم درايه (که علم حديث شناسي و کيفيت نقل و تحمل حديث است) ممکن مي باشد. وقتي نقلي و خبري از نظر راويان و روايت راويان بررسي شد بر طبق قواعدي که در اين دو علم وجود دارد «يعني علم رجال و درايه»، اعتماد و اطمينان بر گزارش کرامات و معجزات نقل شده حاصل مي شود.
5ـ4. دقت شنونده در کراماتي که به طور شفاهي نقل مي شود، نسبت به ناقل يعني عادل و صادق بودن ناقل، عدم زود باوري وي، تعدد ناقلان عادل و شهرت آن در جمع زيادي از آنها، در اطمينان و اعتماد پيدا کردن بر درستي خبر خيلي مؤثر است و نيز اگر نقل اين کرامات و معجزات، به صورت مکتوب است، يعني در مجله و روزنامه اي منعکس شده است و يا توسط رسانه هاي صوتي و تصويري نقل شده است، بايد اعتبار اين مجله ها و روزنامه ها بررسي شود و يا اگر توسط رسانه هاي صوتي و تصويري است بتوان اطمينان و اعتماد بر آنها نمود و نيز منابع کسب خبر آنها را پيدا کرد و به درستي خبر و نقل موضوعات مطرح شده توسط آنها اعتماد و اطمينان لازم را حاصل نمود.

6. معيارهاي لازم
6ـ1. اصل کرامت در قرآن اثبات شده.
6ـ2. براي امام ـ عليه السلام ـ نيز مثل نبي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ لازم است.
6ـ3. بايد معيارها را در تشخيص درستي آنها در نظر گرفت.
6ـ4. به گوينده و منبع و علوم مربوط به تشخيص صحت و سقم نيز توجه لازم است.
6ـ5. ارائه نقل ها بر قرآن و کتب معتبر و مطابقت آنها که در صورت تعارض مردود است.
6ـ6. در نظر گرفتن شأن و سيره ائمه ـ عليهم السلام ـ و مقصود و منظور نقل کننده کرامات و ميزان جايگاه علمي او و دلبستگي او به فرقه هاي مختلف و محتواي کتاب و نوشته اش.
6ـ7. منابعي مثل ارشاد شيخ مفيد و آثار ساير بزرگان شيعه مي تواند معيار خوبي جهت تشخيص واقع شود.
چند نمونه از کرامات:
شق القمر، از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ .
ردّ الشمس براي امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ . (برگشتن خورشيد پس از غروب به درخواست پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ .



معرفي منبع جهت مطالعه بيشتر:
ـ ارشاد شيخ مفيد که از نظر سندي داراي اعتبار خاصي است.

---------------------------------------
[1] . المنجد في اللغة و الادب و العلوم، بيروت، المکتبة الشرقيه، 1966م، ص682.
[2] . همان، ص488.
[3] . دهخدا، علي اکبر، لغتنامه، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1337ش، ج45، ص698.
[4] . همان.
[5] . کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، تهران، نشر کتابچي، 1348ش، ج1، ص333.
[6] . نگاه کنيد به مضامين زيارات منقوله براي ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ در مفاتيح الجنان، باب زيارات.
[7] . حجت کوه کمره اي، سيد حسن، دلائل الولاية، تهران، نشر اميرکبير، 1397ق، ص81.
[8] . کافي، حسن، شناخت اسلام از نظر وحي و تعاليم، نشر ميقات، 1370ش، ص208 الي 210.
 

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : جمعه، 8 شهریور، 1387 (18 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | چهارده نور | امتیاز : 0)

مهدویت: ** امام مهدى، عليه ‏السلام، در بيان شهيد آو
zohoor می نویسد " 
بوى يار ....................... شهيد آوينى

امام مهدى، عليه ‏السلام، در بيان شهيد آوينى

ما پيروان راه هزاران ساله انبيا هستيم و به عهد ازلى خويش با آفريدگار متعال لبيك گفته ‏ايم و براى تحقق آن عصر موعود، عصر عدالت و حاكميت احكام خدا، قيام كرده ‏ايم تا راه تاريخ را به سوى نور بگشائيم و اگر چشم دل باشد خواهد ديد كه اين راه با بالهاى ملائكه فرش شده است.

امروز بعد از يازده قرن كه از تولد آخرين حجت ‏خدا در كره زمين مى ‏گذرد; نشانه ‏هاى صدق وعده ‏هاى قرآن و احاديث ظهور بيشترى يافته است، عصر جاهليت ثانى تاريكترين روزهاى خويش را نيز سپرى كرده و اين خود نشانه ‏اى ديگر است مگر نه اينكه فجر صادق هنگامى فرا مى ‏رسد كه شب كامل شده باشد؟

رايحه ظهور موعود، دل شيفتگان حق را بى ‏تاب كرده و آنان را به صحنه حضور كشانده است.

اما، مهدى جان! اين قرن قرنى است كه حق در كره زمين به حاكميت‏ خواهد رسيد آينده در انتظار توست.

در اين سالهاى نخستين قرن پانزدهم هجرى قمرى پيشگويى حضرت نبى اكرم، صلى ‏الله ‏عليه ‏وآله، به تحقق پيوست و قوم سلمان فارسى، ايرانيان، طليعه ‏دار نهضت آخرالزمانى اسلام، علم قيام انبيا را بر دوش گرفتند و وجودشان شمسى تازه شد كه در خلاصه ظلمانى جاهليت ثانى تولد يافت.

در ميان بيداردلان سراسر كره ارض هستند بسا دلدادگانى كه اين عهد تازه را دريافته‏ اند و به خيل منتظران موعود پيوسته ‏اند. منتظران موعود اهل مبارزه‏ اند و مى ‏دانند خلوص عشق موحدين جز به ظهور كامل نفرت از مشركين و منافقين ميسر نخواهد شد اما از آن فراتر اهل ولايت و اطاعتند و انتظار مى ‏كشند تا فرمان چه در رسد.

بسيجى خود را در نسبت ميان مبدا و معاد مى ‏بيند و انتظار موعود و با اين انتظار هويت تاريخى انسان را باز يافته است و خود را از روزمرگى و غفلت ملازم با آن رهانده. او آسايش تن را قربانى كمال روح كرده است و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و كوچه و خيابان كه در فاصله ميان مبدا و موعود تاريخ باز شناخته است.

بوى يار ............ شهيد آوينى


حكومت جهانى در بيان شهيد سيد مرتضى آوينى

الگوى تمدن يونانى - كه تمدن فعلی ‏غرب بسط و گسترش آن است - باآرمان مدينه فاضله افلاطون آغازمى ‏شود. به همين علت است كه سيرتاريخ و اجتماع نيز همچون افراد بشرمحتاج به قصور غايات يا آرمانهايى ‏در فراراه حركت‏ خويش است تا آنجاكه در ميان عوام مردم نيز كه با فلسفه‏ يونان و مسايل آن آشنايى ندارندمدينه فاضله به صورت يك تعبيررايج وجود دارد و هر كس در ذهن‏ خويش از آن صورتى ساخته است‏ براى ما شيعيان معناى مدينه فاضله‏ با حكومت جهانى عدل حضرت‏ مهدى، عليه ‏السلام، انطباق دارد و اين ‏آرمان با مدينه فاضله افلاطونى زمين تا آسمان متفاوت است.

بهتر است گفته شود اتوپياى افلاطونى
اتوپياى افلاطونى، غايت ‏حاكميت انسان - به تعبير غربى آن بر كره زمين است، حال آنكه حكومت‏ جهانى عدل براى مسلمانان، آرمانى ‏است كه در حاكميت احكام خدا براجتماع بشر معنا پيدا مى‏ كند. همين دو آرمان يا ايده ‏آل تاريخى است كه يكى ‏به تمدن غرب و سيطره شيطانى آن‏ در جهت تمتع هر چه بيشتر از نعمات‏ و لذايذ دنيايى مى ‏انجامد و ديگرى به ‏انقلاب اسلامى ايران و برپايی ‏حكومت جهانى اسلام.

مدينه فاضلهUtopia
بيان قرآن مجيد و روايات صراحتا ناظر بدين معناست كه تاريخ حيات‏ معنوى انسان از توحيد آغاز مى ‏شودو به انواع مختلف شرك مى ‏گرايد ونهايتا بار ديگر، در آخرين مراحل ‏حيات تكامل بشر به امت واحده ‏توحيدى ختم مى ‏شود. اين سير برخلاف فرضياتى است كه درجامعه ‏شناسى اديان به عنوان‏ نظرياتى متقن ابراز مى ‏شود.

دو كوهه آيا دوست دارى كه‏ پادگان ياران امام مهدى، عليه‏ السلام،نيز باشى؟ پس منتظر باش

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : یکشنبه، 3 شهریور، 1387 (23 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 0)

چهارده نور: آیینه عاشورا (حتما بخوانید به خاطر حسین (ع) ب
PHP-Nuke
سلام
حق دارید بگویید که الان شعبان است و تا محرم چند ماهی مانده ولی این مطلب را هرچه زودتر بخوانیم بهتر است شاید ! به خود آییم


« آیینه عاشورا
» استاد محمد علی طاهری
 

  • می‌توانیم در روز عاشورا، جامه‌ی سرخ بپوشیم و فریاد برآوریم که این سرخی، نشانه‌ی پیروزی خون بر شمشیر است.

  • می‌توانیم لباسی سر تا پا سفید بپوشیم و بگوییم این کفن است که پوشیده‌ایم تا عهدی باشد بین ما و حسین (ع) که در راه ادامه‌ی نهضت و ظلم ستیزی او، برای شهادت همیشه آماده‌ایم.

  • می‌شود سیاه پوشید و بانگ سر داد که این سیاهی نشانه‌ی آن است که من و من‌ها، در روز و روزهای عاشورا، حسین و حسین‌ها را تنها گذاشته‌ایم و آنها مظلومانه به شهادت رسیده‌اند. این لباس سیاه نشانی است بر شریک جرم بودن ما و ریخته شدن خون آنها.

  • می‌توان سبز پوشید و گفت نهضت حسینی، خزان مظلومان را بهار کرده است و نوید این پیروزی، بهار بشریت را به ارمغان آورده است.

  • می‌توان زرد پوشید و گفت ما به خزان نشسته‌ایم، چرا که بعد از عاشورا، بهار انسانیت، تابستان را پشت سر نگذاشته، به خزان رسیده است.

  • می‌توان...

  • می‌توان خندید و شادی و پایکوبی کرد و فریاد شهیدان زنده‌اند را سر داد و گفت که آنان نمرده‌اند و نزد خداوند روزی آسمانی دارند و جاودانگی الهی متعلق به آنان است.

  • می‌توان بر سر زد و شیون نمود كه چرا همرزم حسین (ع) نبوده‌ايم و اين افتخار را نداشته‌ايم كه هم‌ركاب او باشيم.

  • می‌توان گونه‌هاي خود را به رنگ سرخ درآورد همانگونه كه منصور حلاج با خون خود گونه‌هايش را سرخ نمود تا روي زردش را دشمن ظالم نبيند.

  • می‌شود خاك بر سر ريخت كه شايسته انسان خفت زده است و بگوييم ما نيز نسبت به راه حسين (ع) چنين هستيم.

  • می‌شود علمدار شد و زور بازوي خود را به رخ ديگران كشيد، بساط زورآزمايي به پا كرد و شهرت آفريد كه علم فلان دسته از همه بزرگتر و سنگين‌تر است و همچنين می‌شود سنگين‌ترين علمها را بلند كرد و گفت اين به نشانه علم نهضت اوست كه به هر سنگيني‌اي كه باشد، آنرا بر دوش خواهيم كشيد.

  • می‌شود...
     

آري می‌شود هركاري انجام داد، مهم اين است كه در پس آن كار، چه انديشه‌اي نهفته باشد و اينكه ما با چه طرز فكري به رسالت خود نگاه كرده، در چه جايي و با چه محتوايي آنرا پيدا می‌كنيم. ضمن اينكه پس از يافتن بايد بدانيم، تازه در ابتداي راهي دراز قرار خواهيم گرفت كه چگونه آن انديشه را به عمل تبديل كنيم؟
 

حال كه او به ما ياد داد "كل ارض كربلا و كل يوم عاشورا" و به ما آموخت: همه جا كربلا و همه روز عاشورا است، اينك ما در عاشورا و كربلاي خود چه می‌كنيم؟ آيا اگر ما هم در صحراي كربلا بوديم، باز هم حسين تنها نمی‌ماند؟ آيا اين سوال لرزه بر اندام ما نمی‌افكند و تصور شريك جرم بودن در ريخته شدن خون حسين (ع) خواب را از چشمان ما دور نمی‌كند؟

اگر ما در كربلا نبوده‌ايم تا افتخار هم‌رزم بودن با او را داشته باشيم، ‌در كربلاي عصر خود كه زندگي می‌كنيم و اگر در روز عاشوراي تاريخي حضور نداشته‌ايم،‌ در عاشوراي زمان خود كه قرار داريم. كافي است كه حسين و حسين‌هاي زمان خود را بشناسيم، عاشورا و كربلا به خودي خود پيدا می‌شوند. اما اگر حق طلبان و ظلم ستيزان كماكان تنها مانده‌اند، خدا را شكر كنيم كه ما روز عاشورا در كربلا نبوده‌ايم زيرا اگر حضور داشتيم يا در زمره يزيديان بوديم و يا از كساني كه حسين (ع) را ترك كردند.
 

بياييد معرفت و روح نهضت حسين (ع) را يافته و حماسه بزرگ او را زنده كنيم تا در زمره يزيد و يزيديان نباشيم زيرا كه جهان دو قطبي است،‌ يا راه حسين (ع) و يا راه يزيد، راه سومي وجود ندارد. بياييد به حال خود گريه كنيم و دورنمايي از عملكردهاي خود را پيش روي ببينيم و حساب لقمه‌هاي سفره‌ي خود را يكبار از نظر بگذرانيم:

ببين كه چه ريسيده‌ايم،‌ دست كه ليسيده‌ايم       تا كه چنين لقمه‌ها، سوي دهان آمدند

(مولانا)

ظهر عاشورا است و ظهر عاشورا‌ها،‌ فرصتي است كه انسان با خود واقعي‌اش روبرو می‌شود و من نيز در اين آیینه خود را مشاهده می‌كنم و می‌بينم كه امروز چقدر عجول هستم (خلق انسان عجولا)، ‌تا چه حد حريص هستم و سيري ناپذير (خلق الانسان هلوعا) و جز شكم خود چيز ديگري را نمی‌شناسم و شكم بر من حاكم است (اولئك كالانعام بل هم اضل)، امروز به راحتي دروغ می‌گويم، به گرسنه و درمانده‌تر از خود رحم نمی‌كنم و در اسراف غرق می‌باشم و... اين است خود واقعي من كه در عاشورا برملا می‌شود.
 

آري عاشوراها، آیینه تمام قدي است در مقابل ما كه می‌توانيم خود واقعي را در آن نظاره كنيم. بياييم در اين آیینه خود را نگاه كنيم و براي خود چاره‌اي بيانديشيم و طرحي نو بيابيم تا پس از رسيدن به انديشه‌اي درست، نوبت به انجام عمل نيك رسيده و نهضت حسين (ع) را در عمل زنده نگاه داريم. واي اگر از همه اين نهضت‌ها و حماسه‌هاي بزرگ براي ما دست بريده‌اي، ‌لب خشكيده‌اي، سر بريده‌اي، دست قطع شده‌اي و فرق شكافته‌اي و... باقي مانده باشد و معرفت حركت بزرگ مردان و زنان تاريخ در گذر زمان به دست فراموشي سپرده شده و صرفاً از آن مراسمي بر جاي مانده باشد، آن وقت است كه بايد گريست و گريست،‌ بر سر زد و شيون كرد و...

امروز عاشوراست، به ياد آوردم كه سالها است كه با او بيعت بسته و بيعت شكني می‌كنم. مُهر نمازم به يادم آمد كه از تربت پاك كربلاست و من آن را به نشانه بيعت با او مبني بر ادامه نهضت حق طلبانه و ظلم ستيزانه‌اش هر زمان كه پيمان اول "اياك نعبد و اياك نستعين" را با خدا بستم،‌ پيمان دوم را هم با حسين (ع) در كنار آن قرار داده و بيعت می‌كنم، اما دريغ از يك جو عمل.
 

امروز در آیینه عاشورا خود را نظاره می‌كنم و جز پيمان شكني حرفه‌اي و ماهر كه حتي به پيمان شكني‌هاي خود نيز واقف نيست، موجود ديگري نمی‌بينم. من از يك سو پيمان خود را با خداوند می‌شكنم و از سويي ديگر با حسين (ع) و می‌خواهم با شركت در مراسمي و ريختن اشكي به خود بگويم كه دين خود را نسبت به او ادا كردم و وجدان پيمان شكن خود را راحت كنم. اما آيا بدين گونه كار خاتمه پيدا كرده و من در زمره حسينيان قرار گرفته‌ام؟
هم اكنون حداقل خوشحال هستم كه پيمان سوم را (لبيك لك لبيك) را نبسته و بار پيمان شكني‌ام از اين سنگين‌تر نشده است و به شيطان نيز سنگي نزده‌ام تا دروغ گويي‌ام بيشتر از اين آشكار نشود.
 

اگر امروز حسين (ع) در بين ما بود و ما از آن حضرت سوال می‌كرديم كه از ما عمل و وفاي به عهد می‌خواهد و يا گريه و زاري و بر سر زدن، چه جوابي به ما می‌دادند؟ مسلماً به ما می‌فرمودند كه وفاي به عهد را، زيرا او شهادت را براي نشان دادن راه خدا انتخاب نمود تا براي ما الگوي كاملي باشد از انسان متعهد نسبت به خدا (اياك نعبد و اياك نستعين)، ‌حق طلب و ظلم ستيز،‌ تا ما بتوانيم او را نمونه و چراغ راه خود قرار بدهيم نه اينكه براي شهادت افتخار آميز او صرفاً شيون كرده و بر سر زنيم.

آري بايد براي اين همه گمراهي و پرت بودن از راه و پيمان شكني‌ها گريه كنم،‌ حداقل امروز را، زيرا فردا هم چيز را دوباره فراموش خواهم كرد و چهره واقعي خود را نيز به دست فراموشي می‌سپارم تا محرم و محرم‌هاي ديگر.
 

با اميد به توفيق عمل
مـحـمدعلی طاهــری

برگرفته از سایت interuniversal.persianblog.ir
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : سه شنبه، 29 مرداد، 1387 (68 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | چهارده نور | امتیاز : 0)

مهدویت: میلاد منجی (عج) مبارک
PHP-Nuke








ایستادن، نماد انتظار است و سروها هماره ایستاده اند تا بهار، از راه برسد و آن را گرم در آغوش گیرند. امروز روز جوشش در راه سبز رویش است و فصل رویش، همان ظهور توست که همه هستی، چشم در راه آن و همه دلها را مشغول به خود کرده است.

یابن الحسن در انتظار قدوم عالم آرایت، میلادت را به جشن می نشینیم.

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

« هان اي جهان بشريت!

جهانيان!

مردم روي زمين!

اينك ما از خداي توانا ياري مي طلبيم و تمام ايمان آوردگان به خدا و كساني را كه نداي جهاني ما را پاسخ مثبت دهند، همه را به حق و عدالت دعوت مي كنيم.

مردم! ما خاندان پيام آور شما «محمد» هستيم و شايسته ترين و نزديكترين و سزاوارترين مردم به خدا و پيام آورش. هان اي مردم! هر كس با من در مورد آدم (ع) گفتگو كند، من نزديكترين مردم به آدم، نياي بزرگ بشريت هستم. و هر كس در مورد نوح پيامبر، ابراهيم بت شكن و محمد پيامبر عدالت و حريت بحث و گفتگو كند، من نزديكترين انسانها به اين پيامبران بزرگ خدا و پرچمداران قهرمان هدايت و رسالت هستم.

آيا خدا در كتاب آسمانيش نمي فرمايد:

«ان الله اصطفي آدم و نوحاً  و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين* ذرية بعضعها من بعض و الله سميع عليم»

يعني: خداوند آدم، نوح خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برتري داد، فرزنداني بودند كه برخي از نسل برخي ديگر، پديدار گشتند و خدا شنوا و داناست.

و من شايسته ترين باقي مانده از فـرزندان آدم و بهتـرين ذخيره از نـوح پيامبر و بـرتـرين برگـزيده از ابراهيـم و آخرين امامان راستين، از نسل محمد (ص) پيام آورعدالت و حريت هستيم.

بهوش باشيد! هر كس در مورد كتاب خدا گفتگو نمايد و شيفته آن باشد من نزديكترين انسانها به كتاب آسماني هستم و هر كس در مورد سنت و روش پيام آور خدا سخن دارد، من نزديكترين و سزاوارترين فرد به سنت و روش پيامبر و عامل بدان و تحقق بخشنده آرمانهاي والاي قرآن و سنت هستم.

از اين رو، تمامي كساني را كه در سراسر گيتي، سخنان مرا مي شنوند، اينك همه را سوگند مي دهم كه شما حاضران و شنوندگان، پيآم مرا به آناني كه غايب هستند ونمي شنوند، برسانيد.

و شما را اي جهانيان! به شكوه و حرمت خدا و پيام آورش و به حرمت حق خويش- كه حق قرابت به پيامبر (ص) باشد- فرا خوانده و سوگند ميدهم كه ما را در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاي والاي آسماني ياري كنيد و از ما و اهداف بلند ما حمايت نموده و از آن دفاع كنيد.

در روزگاران گذشته، ستمكاران ما را به جرم دفاع از حق و عدالت مورد تهاجم و تهديد قرار دادند. ما را از شهر و ديار و خانه و خاندان خويش راندند. حقوق ما را پايمال ساختند و ميان ما و حق سررشته داري امور و تدبير شئون دنيا و آخرت جامعه - خدا آن را به ما سپرده بود. جدايي افكندند و بر ما دروغها و بهتان ها بستند.

اينك خداي را! خداي را! در مورد رعايت حقوق و پذيرش آرمانها و اهداف بلند ما را فراموش نكنيد.

ما را در ميدان عدالت گستري و ستم ستيزي تنها وا مگذاريد و دست از ياري ما برنداريد، تا خدا شما را ياري كند.»

 

هان اي مردم! بشريت!

اينك در پيشگاه پروردگارتان خداي را به ياد شما مي آور، خدايي را كه حجتهاي خويش را بر شما تمام و پيام آورانش را ارسال كرد و قرآن را براي هدايت بشر فرو فرستاد.

او شما را فرمان مي دهد كه چيزي را شريك او نسازيد و بر اطاعت او و فرمانبرداري از پيامبرش كوشا باشيد، آنچه را قرآن در انديشه زنده ساختن آن است، زنده سازيد و بدعتها و ضد ارزشهايي را كه قرآن در پي محو و نابودي آنهاست، از ميان برداريد، در راه حق و هدايت، مددكار من باشيد و در راه تقوا و عدالت وزير و كمك كار من.

مردم! پايان جهان و فرجام آن نزديك شده و دنيا جدايي خويش را اعلان كرده است. من شما را بسوي خداي يكتا و پيام آورش محمد(ص) و عمل به كتاب زندگی ساز او و احياء و رواج ارزشهاي والاي الهي و انساني و نابودي بدعت هاي جاهلي و باطل و ضد ارزشها فرا مي خوانم.

 

« هان اي توده هاي انساني! هر كس مي خواهد به «آدم» و «شيث» نظاره كند، من آدم و شيث هستم، از آنان نشان دارم. مردم! هر كس مي خواهد به «نوح» و فرزندش « سام» بنگرد، من نوح و سام  هستم.


بهوش باشيد! ... هر كس مي خواهد به «ابراهيم» و «اسماعيل» نظاره كند، من از ابراهيم و اسماعيل نسب دارم. هر كس مي خواهد به عيسي و شمعون نگاه كند، من عيسي و شمعون هستم و از آنان نشان دارم. بهوش باشيد! ... هركس مي خواهد به «محمد» و امير المؤمنان (ع) بنگرد، بداند كه من محمد و امير مؤمنان هستم. مردم! هر كس مي خواهد به «حسن» و «حسين» بنگرد، من حسن و حسين هستم به من نظاره كند.

مردم! هر كس مي خواهد به امامان معصوم پس از حسين و از فرزندان او بنگرد من از آنان هستم و از آنان نشان دارم ... .

مرحوم علامه مجلسي در تفسيري بر اين روايت طولاني مي گويد: « در فرازهايي كه امام مهدي (عج) مي فرمايد: «من آدم، شيث، عيسي، محمد و امامان معصوم هستم.» يعني در دانش و ارزشهاي اخلاقي و انساني آنان كه شما آنان را پيروي مي كني، من همانگونه ام و عصاره و چكيده آن ارزشها.»

برگرفته از irib.ir

ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : شنبه، 26 مرداد، 1387 (28 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | مهدویت | امتیاز : 0)

شوق عهد
PHP-Nukealma7070 می نویسد "بسم رب المهدی(عج)
شوق عهد؛ شرح فرازهايي از دعاي عهد

«اللَّهُمَّ إِنِّى اُجَدِّدُ لَهُ فِى صَبِيحَةِ يَوْمِى هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ اَيَّامِى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِى عُنُقِى؛ خدايا! من در صبحگاه امروز و هر روز ـ تا زماني كه زنده­ام ـ تجديد مي كنم عهد و عقد و بيعت را برگردنم!»

از جمله معاني «عهد» اقرار و اعتراف است.1 
« عقد» به معناي پيمان جهت حتمي شدن قرار داد و يا اطاعت است. 2
« بيعت»  به معناي اطاعت وانقياد است.

كاربرد اين سه كلمه، اشاره به تعهد و قرار همه جانبه با امام زمان(عج) است كه در محضر الهي به آن متعهد مي شويم. اين پيمان هم قلبي است (عهد) و هم بر آن تأكيد مي­شود (عقد) و هم بر اطاعت و انقياد از آن حضرت تصريح مي­شود (بيعت).
«لا اَحُولُ عَنْهَا وَ لا اَزُولُ اَبَداً؛  از آن پيمان بر نمي گردم و هيچگاه از پا نمي نشينم!»
«حول» به معناي گردش و از حالي به حال ديگر شدن است.
«زوال» رو به اضمحلال و سكوت و سكون رفتن است.
من در مسير اين عهد و پيمان، نه دچار دگرگوني مي­شوم كه از درون تغيير كنم و نه به جهت سختي­ها و شرايط بيروني سست مي­شوم و از حركت باز مي­ايستم.

ارزش وفاي به عهد
وفاي به عهد، از جمله ويژگي هاي مؤمنان است.3
در قرآن مجيد بارها از وفا كنندگان به عهد، تمجيد و عهدشكنان مورد انتقاد و توبيخ قرار گرفته اند. 4
پيمان­شكني موجب لعنت الهي دانسته شده است. 5
پيمان و بيعت با امام زمان(عج) در حقيقت پيمان و بيعت با خداوند است.
در بيعت رضوان، مسلمانان در حديبيه و در شرايط سخت و خطرناك با پيامبر(ص)  پيمان بستند، پس از آن پيمان ، از جانب خداوند اين آيه نازل شد: «كساني كه با تو بيعت كردند، بدون ترديد با خداوند بيعت كردند».6
بيعت با وليّ الهي در روي زمين، بيعت با خداوند است. البته به همان ميزان كه بيعت با وليّ خداوند ارزشمند و وفاي به آن ضروري است؛ نقض و تخلّف از عهد و پيمان، پيامدي سخت و فرجامي ناپسند دارد.
هر مقدار كه طرف عهد و پيمان مقتدرتر، نيرومندتر و عظيم­تر باشد، گناه نقض پيمان با او نيز بزرگ­تر است. اگر در اين دعاي شريف، در محضر الهي با امام زمان(عج)  عهد و پيمان مي­بنديم و بر آن تأكيد مي­كنيم؛ بايد مراقب باشيم تا مبادا مصداق اين آيه شويم كه: « اي اهل ايمان! چرا چيزهايي مي­گوييد كه خود عمل نمي­كنيد؟ نزد خداوند خشم بزرگي است كه بگوييد آنچه را عمل نمي­كنيد». 7

مفاد عهد و پيمان
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِى مِنْ اَنْصَارِهِ وَ اَعْوَانِهِ؛ خدايا! مرا از ياوران و كمك دهندگان او قرار بده!»
ناصر كسي است كه با تمام وجود، در ياري پيشواي خود بكوشد و همواره در صدد باشد كه از راه­هاي ممكن، امام خود را ياري برساند.
«عوان» كسي كه در كارها به كسي كمك كند. «ناصر» و «عوان» گرچه معنايي نزديك به هم دارند؛ ولي نصرت معناي وسيع­تري دارد.
«نصرت» ياري گسترده و همه جانبه است و «عوان» پشتيباني موردي و مقطعي است.
«وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ؛ و از دفع كنندگان از او باشم!»
«ذبّ» به معناي«دفع» است؛ يعني، خدايا! مرا از مدافعان آن حضرت قرار بده.
دفاع كردن از شخص، ابعاد مختلفي دارد؛ گاه بايستي دشمن را از او دور كرد و گاه بايد به دفاع از انديشه او پرداخت و به هجومي كه عليه تفكر او صورت مي­گيرد، پاسخ داد. بنابراين، دفاع گاه از شخص است و گاه از فكر؛ گاه در عرصه سياست و گاه در عرصه اقتصاد و البته كسي كه مي خواهد از امام خويش دفاع كند، بايستي روش­هاي هجوم دشمن را بشناسد، تا بتواند به دفاع مناسب اقدام نمايد.
«وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِى قَضَاءِ حَوَائِجِهِ؛  و از كساني باشم كه در بر آوردن خواسته­هاي او شتاب ورزم!»
در اين جمله نه تنها از خدا مي­خواهيم كه ما را از مدافعان حضرت مهدي(عج)  قرار دهد؛ بلكه از او  مي­طلبيم كه ما را از كساني قرار دهد كه در برآوردن خواسته­هاي آن حضرت، بر ديگران پيشي بگيريم.

نصرت خداوند
خداوند حتما دين و وليّ خود را ياري خواهد كرد:
«  لازم كرده است خداوند كه­ حتماً ­من و رسولانم غالب خواهيم گشت». 8
در اين مسير عده­اي اين توفيق را مي­يابند كه ياور خدا و وليّ او باشند هر كس در اين مسير باز بماند، ديگري جاي او را خواهد گرفت.
« به­زودي خداوند مردمي را به صحنه مي­آورد كه آنها را دوست دارد و آنان نيز خدا را دوست دارند». 9
پس در ياري آن حضرت بايد شتاب كرد و بر ديگران سبقت گرفت: مبادا از اين فيض بزرگ محروم بمانيم!
«والْمُمْتَثِلِينَ لاَِوَامِرِهِ وَ الُْمحَامِينَ عَنْهُ؛ مرا از كساني قرارده كه­از او اطاعت و از او حمايت و دفاع كنم».
مهم­ترين عنصر در ياري و دفاع از امام زمان(عج) ، اطاعت از فرمان­هاي آن حضرت است: چه اينكه اگر اطاعت در كار نباشد، اهداف آن حضرت محقق نشده و ادعاها، گفتاري پوچ خواهد بود.

ياري امام(عج) در ايام غيبت

سؤال: آيا دفاع و اطاعت از حضرت در زمان غيبت كبري ممكن است؟
پاسخ: حضرت مهدي(ع‍ج) گرچه در پس پردة غيبت است؛ ولي هم دفاع از آن حضرت ميسر است و هم اطاعت كسي كه از عقيده امامت ـ  بويژه امامت حضرت بقيت­الله(عج)  ـ دفاع مي­كند و در راه نشر آن مي­كوشد، در حقيقت مدافع حضرت و ياري كننده او است.
همچنين كسي كه از فرمان­هاي قرآن و اهل بيت(ع) اطاعت مي­كند. از امام زمان(عج)  اطاعت كرده است.
«السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ؛ و ما را از پيشي گيرندگان به انجام خواسته او قرار ده!»
پيشي گرفتن بر ديگران در كارهايي ناپسند شمرده شده و در اموري پسنديده دانسته شده است. سبقت براي گناه و به دست آوردن دنيا ناپسند است؛ ولي شتاب براي امور خير، پسنديده و بر آن تأكيد شده است:

« كساني كه از بيم پروردگارشان ترسانند و كساني كه به آيات پروردگارشان مؤمن هستند، و كساني­كه به پروردگارشان شرك نمي­ورزند و كساني كه به­جا مي­آوردند آنچه را انجام مي دهند در حالي كه دل­هايشان بيمناك است، چون به جانب پروردگارشان باز مي­گردند، آنانند كه در امور خير شتاب مي ورزند و در آن بر ديگران پيشي مي­گيرند». 10
آري، كساني در قله ايمان و كمال قرار دارند كه در انجام خواسته وليّ خود درنگ نمي­ورزند؛ بلكه سعي بر آن دارند كه از ديگران در تحقق خواسته مولاي خود سبقت بگيرند.
«وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ؛ و مرا از جمله كساني قرار ده كه در برابر او شهادت را در آغوش كشم!»
شهادت منزلتي است بسيار بزرگ كه معدودي از امت اسلام، به آن راه مي يابند. تعدادي از اين شهيدان در حضور پيامبر(عج) و ائمه(ع) به شهادت رسيده­اند.
روشن است كه شهادت در كنار امام(عج) با ديگر صحنه­ها تفاوتي آشكار دارد.
بالاترين توفيق، درك فيض شهادت در ركاب حضرت وليّ عصر(عج) است؛ چرا كه در حضور آن حضرت همه انگاره­ها رخت بر بسته و چشمه زلال حقيقت خود را آشكار مي­سازد.
شهيد در چنين صحنه­اي با اطمينان و بلكه با يقين، بر گلبرگ شهادت بوسه مي­زند.
از ديدگاه قرآن، شهيدان حيات حقيقي دارند. 11
و به آنان نبايد مرده گفت. 12
رسول خدا(ص) فرمود: «برتر از هر نيكي، نيكي ديگري هست تا آنجا كه شخص در راه خدا كشته شود كه بالاتر از آن نيكي نيست». 13
در زيارت امام حسين(ع) مي­خوانيم:
« كاش من با شما بودم و در كنار شما به رستگاري بزرگ مي­رسيدم!»14
پس شهادت فيض بسيار بزرگي است، اما بزرگ­تر از آن اين كه، اين فيض در محضر امام زمان(عج) صورت پذيرد.
 
------------------------
پي نوشت:
1. مجمع البحرين، ماده عهد.
2. لسان العرب، ماده بيع.
3. مؤمنون/ 8.
4. رعد/ 25.
5 . مائده / 13.
6. فتح / 10.
7 . صف / 2 و 3.
8 . مجادله / 21.
9 . مائده / 54.
10 . مؤمنون / 57-61.
11 . آل عمران/ 169.
12 . بقره/ 154.
13 . کافي، ج 2، ص 348.
14 . من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 594.

"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : سه شنبه، 22 مرداد، 1387 (38 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

شمه اي از اعمال و مراقبات ماه شعبان
montazer313 می نویسد "
به مناسبت فرارسيدن ماه شعبان



حواسمون هست اولین ماه از سه ماه فصل عاشقی گذشت ؟ چقدر ازین فرصت استفاده کردیم؟ چقدر خودمون رو به خدا نزدیک کردیم؟ برای هم دیگه دعا کنیم و مراقب باشیم ماه شعبان رو از دست ندیمُ اونایی که این مسیر  رو رفتن دلشون حتی برای یک لحظه ای که بی او سپری کرده اند پر از حسرته، کاش ایام حسرت بار زندگیمونو به پایان برسونیم. كاش هيچ لحظه اي در زندگي مون بي او نباشه


شمه ای از اعمال و مراقبات ماه شعبان

* از حضرت امام صادق علیه السلام سوال کردند: بهترین اعمال درین ماه چیست؟ فرمود: تصدق و استغفار

* هر روز هفتاد مرتبه بگوییم: « استغفرالله و اسئله التوبه » و همچنین این ذکر وارد شده که هفتاد مرتبه بگوییم: « استغفرالله الذی لااله الا هو الرحمن الرحیم الحی القیوم و اتوب الیه »

* در تمام این ماه هزار مرتبه بگوییم: « لاله الا الله و لانعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون »

* در این ماه تاکید بسیار زیادی بر روزه شده به خصوص روزه در هر پنجشنبه اینماه به علاوه دو رکعت نماز که بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد مرتبه صلوات

*« مناجات شعبانیه » که هر دلی را عاشق می کند و براي اهلش عزيز است و براي آن به ماه شعبان مانوس مي شوند بلكه انتظار آن را مي كشند. اين مناجات از مهمات اعمال اين ماه است و بلكه سفارش شده در تمام ايام سال هرگاه حضور قلبي دست داد ، خوانده شود. اللهم صل علي محمد و آل محمد و اسمع دعايي اذا دعوتك...

* همه خصوصا دوستاني كه اعتكاف بودند و نماز سه شب ايام البيض را خواندند خواندن اين نماز را در شب سيزدهم ( دو ركعت هر ركعت يك حمد و يس و تبارك الملك و توحيد هر كدام يك مرتبه) و شب چهاردهم ( چهار ركعت هر ركعت به شرحي كه گذشت) و شب پانزدهم( شش ركعت ؛ سه تا دوركعت هر ركعت به شرحي كه گذشت) را در ماه شعبان فراموش نكنند.

 * در اين ماه مناسبت هاي مبارك بسياري است ، قصد ما تنها آوردن اعمال مشتركه اين ماه است اما به سبب پرقدر بودن شب و روز نيمه ي شعبان ، اين نوشته را به تذكر درين باره نيزمتبرك مي گردانيم:

اعمال زيادي براي شب نيمه ي شعبان وارد شده كه چند مورد آن عبارت است از:

اول : غسل كه باعث تخفيف گناهان مي شود

دوم: احياي اين شب به نماز و دعا و استغفار و در روايتست كه هركه احيا دارد اين شب را نميرد دل او در روزيكه دلها بميرند

سوم: زيارت امام حسين عليه السلام  كه افضل اعمال اين شب است . و اقل زيارت آن حضرت آنستكه ببامي برآيد و به جانب راست و چب نظر كند ، پس سر به جانب آسمان كند پس زيارت كند آن حضرت را باين كلمات: « السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك و رحمة الله و بركاته » و هركس در هرجا و در هر وقت آن حضرت را باين كيفيت دعا كند اميد است ثواب حج و عمره براي او نوشته شود

با توجه به فرا رسيدن ميلاد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف اين دو مطلب را هم بخوانيد :




 * روزه هاي روزهاي آخر ماه شعبان خصوصا سه روز آخر سفارش خاص شده اند. ( + )

چه سعادتمندند كسانيكه اين فرصت ها را به غفلت نمي گذرانند، چه سعادتمند كساني كه در اين ايام براي هميشه الهي مي شوند،

براي همديگه دعا كنيم و باز بيشتر از همه براي او (عج) ، براي به سر رسيدن غيبتي كه يازده قرن تمام طول كشيده! طولاني شده! خيلي طولاني شده!


 
 التماس دعاي فرج و شهادت
به اميد آماده شدن و لايق شدن دلهامان
به اميد ظهور



"
ارسال شده بوسیله besoiezohoor در مورخه : شنبه، 19 مرداد، 1387 (81 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

چهارده نور: اعیاد شعبان مبارک باد





ولادت با برکت سید الشهدا امام حسین (ع) مبارک باد

روز سوم شعبان سال چهارم هجرى، در بيت عصمت و طهارت نوزادى متولد شد كه ولادتش قلبها را مسرور و ديده‏ ها را گريان ساخت. كودك را نزد رسول خدا (ص) آوردند. پيامبر گرامى در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را (حسين) ناميد. جبرئيل و فرشتگان آسمانها براى تهنيت و شادباش به محضر رسول خدا (ص) نازل می شدند و تولد اين نوزاد را تبريك می گفتند ولی آنان حامل پيام ديگرى نيز بودند، خبرى كه رسول خدا (ص) را بشدت متأثر كرد و اشك از ديدگانش جارى شد: (اين كودك را امت تو به قتل می رسانند!).
به درستي كه شباهت امام حسين عليه السلام به رسول خدا فقط در صورت نبود بلكه در سيرت نيز آن امام بزرگ جلوه گاه سيره رسول خدا بود و آن سرور كائنات در اين باره فرمود: شجاعت و سخاوتم را به حسين بخشيدم.
امام حسين (عليه السلام) يك ساله بود كه فرشتگان بسيارى بر نبى مكرم اسلام نازل شدند و عرض كردند: (يا محمد! همان ستمى كه از قابيل بر هابيل وارد شد، بر فرزندت (حسين) وارد می شود و همان اجرى كه به هابيل داده شد، به حسين داده می شود و عذاب كنندگانش همچون عذاب قابيل معذب خواهند بود) از اين رو، رسو